خلاصه ای از رمان شبحی در آیینه خانه 

  شبحی در آیینه خانه توسط امید جهانمرد منتشر گردیده است. راوی این داستان نویسنده ای است که همراه با زن و برادر زنش میرزااوف زندگی می کند. نویسنده خیلی زود توسط بازپرس به اتهام قتل میرزااوف بازجوئی می شود.

مردی جادویی به نویسنده وعده می دهد که وی را به دیدار نویسنده ی شهیر ببرد. نویسنده ای  که به گفته ی وی  راوی شیفته وی می باشد. نویسنده ای که در عصر قاجار می زیسته!

چندی بعد مرد جادویی سرزده به همراه دختری زیبا به خانه نویسنده می آید. نویسنده تنها حرف اول از نام آن دختر را به یاد دارد و نمی داند کجا او را دیده …

اندکی بعد نویسنده در یک مهمانی به دیدار همشاگردی های دبستان سابق خود می رود. در انتهای آن شب فرخی مستخدم دبستان دعوتنامه ای برای قسمت ویژه مهمانی در ساعت 3 نیمه شب به وی می دهد.

کمی بعد و به صورت ناگهانی نویسنده خود را در سالنی باز می یابد و در رویارویی رویاگون نویسندگان معروفی را ملاقات می کند. مرد جادویی در آنجا او را ملقب به شهیر می کند.

 در طی آن مجلس و در اواخر آن  کاراگاهان حقیقت جو از وی در مورد یک عشق کهنه بازجویی می کنند. اندکی بعد نویسنده وارد عرصه وسیعی از جغرافیا و تاریخ می شود …

شبحی در آیینه خانه سیری است در آفاق و انفس
شبحی در آیینه خانه سیری است در آفاق و انفس

سیری در آفاق و اَنفُس در خیال شهرت

راوی داستان شبحی در آیینه خانه یک نویسنده معمولی است.  نویسنده ای مثل همه نویسنده های دیگر که می خواهد؛ از نوشتن نان در بیاورد و گاه حتی دیده شود.

همین های معمولی برای یک نویسنده آنهم در یک مملکت شرقی کاری ساده نیست. راوی سرانجام به دنیای درون و بیرون سفر می کند.

حاصل سفر وی شهرت می شود. خود او هم به زودی نویسنده مشهوری می شود. در ادامه و به تدریج روایت نویسنده و نویسنده شهیر یکی می شود .

رمان شبحی در آیینه خانه و بازخوانی یک عشق کهنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to top