بازخوانی داستان بلند دختر قطار دوشنبه 

استاد ادبیات و زبان فارسی دانشگاهی یک روز صبح  با بیدار شدن از خواب در می یابد که همسرش او را ترک کرده است. داستان با فلاش بک استاد به گذشته خود ادامه می یابد. راوی در جستجوی همسر فعلی خود منیره گذشته را تا بُن جان می کاود.

او در روایاتی که در برزخی از خواب و بیداری می گذرد؛ سه عشق ناکام خودش را به خاطر می آورد. بازخوانی خاطرات آن سه معشوقه سرانجام وی را به دختری به نام منیرا می رساند. منیرا پررنگ ترین بخش ماجرا می باشد. ( نام قبلی این رمان منیرا بوده )

به گفته راوی وی بخشی از خاطرات خود راجع به منیرا را در یک سفر کاری قبلاً بر روی کاغذ آورده:

نیمه های شب منیرا وارد اتاقم شد. هیجانی سر تا پایم را فرا گرفته بود. چشمان درشت و زیبایش را به من دوخته بود؛ مثل این بود که وجود هر دوی ما یکی شده بود و چیزی نمانده بود که مرا در ته چشمانش دلربا ذوب کند.

به آرامی روسری نازک رنگینش را از سر باز کرد و یک دسته از موهای بلند بلوطی اش را تا کمر رها كرد. در تمام مدت نگاهش می کردم و جرأت حرف زدن نداشتم؛ یعنی نمی دانستم که باید در حضور او چه بگویم؛  چون می ترسیدم که اگر دهانم باز کنم و چیزی بگویم، اشتباهی از من سر زند. 

ترجیح می دادم که سا کت باشم. آمد و کنارم بر روی تخت  نشست؛ نفسم بند آمده بود؛ … [1]

                                                          

منیرا داستان رویارویی رویاگون ، روای با معشوقه هایش در قالبی سورئال و سمبولیک می باشد.  اینها در باطن اشاره ی عمیقی به سه شکل فرهنگ پارسی [2] و مستعمره شدن آنها توسط اقوام بیگانه دارد.

در هم آمیختگی، پیچیدگی و بغرنجی این خاطرات مرز نامرئی خواب و بیداری را بر می دارد و گاه تا مرز جنون پیش می رود.

 استفاده از همزادپنداری بین آن سه زن در نهایت این سه شخصیت را به یک وحدت وجودی می رسند. هرچند که معشوقه تاجیک رد پای عمیق تری در ذهن و خاطر روای گذاشته است.

تاثیر پذیری از صادق هدایت     

انکار نمی کنم که در تالیف دختر قطار دوشنبه هم در تکنیک و هم انتخاب نوع زبان به شدت متاثر از هدایت بودم. کلام هدایت شیرین، جاندار و جذاب است. در داستان های هدایت یک روح انسانی کم نظیر به چشم می خورد.

هدایت قدرت بی مانندی در جاری ساختن آنچه در کله می جوشد [3] از نوک قلم دارد. علاوه بر اینها صادق هدایت مضماین جدیدی را در عرصه ادبیات ایران برای اولین بار به میان آورد. همین امر،  موجب گشته که تاکنون نویسندگان زیادی به نوعی وی را الگوی کار خود قرار دهند.

انکار نمی کنم که در تالیف دختر قطار دوشنبه هم در تکنیک و هم انتخاب نوع زبان به شدت متاثر از هدایت بودم. کلام هدایت شیرین، جاندار و جذاب است. در داستان های هدایت یک روح انسانی کم نظیر به چشم می خورد.
انکار نمی کنم که در تالیف دختر قطار دوشنبه هم در تکنیک و هم انتخاب نوع زبان به شدت متاثر از هدایت بودم. کلام هدایت شیرین، جاندار و جذاب است. در داستان های هدایت یک روح انسانی کم نظیر به چشم می خورد.

جایگاه همزاد پنداری  در آثار داستان نویسان ایرانی معاصر

 همزاد پنداری مثل بیشتر موضوعات بزرگ ادبیات موضوع جدیدی نیست. [5] در آثار بسیاری از نویسندگان جهان این موضوع متجلی است.

هوشنگ گلشیری در شازده احتجاب [4] همزاد پنداری را در شکل دو زن به نام های فخری و فخر النساء متجلی ساخته است.

در دختر قطار دوشنبه وجود سه زن به نام های منیره، منیرا ودیگری که هیچ نامی از او در رمان نمی آید؛ شکلی از نمود همزاد پنداری است. (شباهت معنوی بین آن سه )

آیا دختر قطار دوشنبه یک رمان سورئال است؟!

رمان دختر قطار دوشنبه در واقع یک داستان سورئال است. فروید بر دنیای پیچیده خواب، خیال و رویا را وانمایی کرد و به آن ارج نهاد.

وجود شیوه راوئی اول شخص که یک شیوه متداول رمان گویی قرن اخیر می باشد؛ در این رمان موجب نزدیکی روای به من درونش می شود.

لایه های روانی درونی راوی همگام با خوانش این داستان ورق می خورد. هدف غائی نیز پرده برداشتن از حقیقت پیچیده روان انسان می باشد.

رمان دختر قطار دوشنبه در واقع یک داستان سورئال است.
رمان دختر قطار دوشنبه در واقع یک داستان سورئال است.

 آدمی می نویسد چون می خواهد خودش و دیگران را بشناسد؛ هدایت در بوف کور می گوید : [6]

می ترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم ؛…

پر معنی است که چنین ادبیاتی دیگر صرفاً یک تفنن و وقت گذرانی نیست و مسئولیتی سنگین به عهده دارد.  منیرا یک رمان خطی نیست. از همان جا که آغاز می شود و در همان ساعت سه نیمه شبی که شروع می شود پایان می پذیرد.

بخش های داستان تصویر آینه گون هم هستند. ابهامی در سر تا سر رمان همانند ابهام خود زندگی وجود دارد.

 مضمون هایی دیگر آن سیلان ذهن، روان تکه ها، آدم های فرویدی، دیوانگی، رویا، خواب و خیال و موسیقی در بخش ها و کلام  است.

امید جهانمرد، منیرا ( اصفهان، نشر مولف،1387)

سه شکل متدوال آن عبارتند از پارسی ایرانی، افغانی و تاجیک

صادق هدایت، بوف کور ( اصفهان ، انتشارات صادق هدایت، 1383 ) ص49

هوشنگ گلشیری، شازده احتجاب ( تهران، نشرنیلوفر، 1368 ، چاپ چهاردهم )

Otto Rank – Don Juan et Le Double (1932)

صادق هدایت، بوف کور ( اصفهان، انتشارات صادق هدایت،1383 ) ص10

رمان دختر قطار دوشنبه و روایت سه عاشقانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to top